
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم دادxa0زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشیدxa0کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ......
ادامه مطلب
شب سردی است و من افسردهراه دوری است و پایی خستهتیرگی هست و چراغی مردهمی کنم تنها از جاده عبوردور ماندند ز من آدمها...
ادامه مطلب
شب آرامي بود ميروم در ايوان، تا بپرسم از خود زندگي يعني چه؟...
ادامه مطلب